تبليغاتX
دلتنگی هایم

tanha mandan ba gham dar in bi kasii ra be esarate dell arameshi bar vojdane morde

 

+ نوشته شده توسط حمیده خانم در چهارشنبه 20 تیر1386 و ساعت 1:6 بعد از ظهر |
love_is_blind_by_gardenofgloom.jpg
+ نوشته شده توسط حمیده خانم در پنجشنبه 24 خرداد1386 و ساعت 12:37 بعد از ظهر |
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

baz agar dar koche haye deltangiyat  rah gom kardi

be  divare eshgh rah baz kon

+ نوشته شده توسط حمیده خانم در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 و ساعت 8:7 بعد از ظهر |

گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد

سگ واق واق مي كرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي
شب
شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه
نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي
كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل
مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز
كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم
داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي
كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد
سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه
سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي
مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل
ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش
بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله
درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار
مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود
.الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي
مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان
ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او
آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از
چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل
است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.

http://www.jok2jok.com

 

+ نوشته شده توسط حمیده خانم در دوشنبه 6 فروردین1386 و ساعت 11:17 بعد از ظهر |

 

 

 تو بازي گيج زمانه بعد از خدا پناه

 

 

 

تو كيست؟

+ نوشته شده توسط حمیده خانم در جمعه 3 فروردین1386 و ساعت 10:39 بعد از ظهر |



می دونین من و شما هم مثل این تصویر

 

وقتی از هم دور می شیم  رنگ عوض می

 

کنیم.

+ نوشته شده توسط حمیده خانم در جمعه 3 فروردین1386 و ساعت 0:33 قبل از ظهر |

اين براي او كه اين بار از نا اميدي دم

 

 

مي زند.

 

 

براي تو مي نويسم كه از دوست داشتن

 

 

حرف زدي اما از ناپيدا بودنش گله

 

 

كردي.

 

 

آري !اي دوست من اين بارنمي خواهم به

 

 

سان ديگران بگويم كه عاشق نمي شدي

 

 

گر كنون هستي در آتش فراقش بسوز .

 

 

من مي خواهم بگويم :

 

اي دوست !

 

 

گر تو را به عاشقي مجرم مي دانند ؛

 

 

گر تو را به مثل كودكي ناآگاه در راه

 

 

دوست داشتن مي دانند ؛

 

 

و به تو، مهر سكوت را بر سخن خواستن

 

 

هادي هستند.

 

 

من با تمام وجودم فرياد مي زنم كه

 

 

خاموشي در راه اين آمدن شايد به گناهي

 

 

بي جزا بماند .

 

 

و كنون كه رفته بايد به حرمت روزهاي

 

 

بودنش كوچه ها را در پي آوردنش خط

 

 

خطي كني ؛

 

 

در هر كويي از او سراغ آمدنش را

 

 

بگيري؛

 

 

و باز مي گويم اي دوست گر تقدير تو

 

 

اوست باز مي گردد...

+ نوشته شده توسط حمیده خانم در پنجشنبه 2 فروردین1386 و ساعت 10:22 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط حمیده خانم در پنجشنبه 2 فروردین1386 و ساعت 1:36 بعد از ظهر |

              سلام !
   

           قهر نكن !

  

         بخونش لطفا ً !

  

 

+ نوشته شده توسط حمیده خانم در پنجشنبه 2 فروردین1386 و ساعت 11:57 قبل از ظهر |

"بِسم اللّه  الّرَحمن ِالّرَ حيم"

 

واين كلام آشناي من و توست ،كه گاه با تمام قوا

 

 

آن را به زبان دل گوييم و گاه با دل بي زباني

 

 

بر لب آريم .

 

 

آه! بر آن دمي كه بي نام خواهيم به گمگشتۀ

 

 

خود پاسخ دهيم و اثري از او در سايۀ راهمان

 

 

نباشد.

 

سايۀ سياه را از بخت بي رمق خود اين بار با

 

 

آفتابِ سادۀ كوچه هاي ماندن كنار زنيم و از

 

 

افق به وسعت بي نيازِ مرز، پل زنيم.
                                                            حميده

+ نوشته شده توسط حمیده خانم در پنجشنبه 2 فروردین1386 و ساعت 11:55 قبل از ظهر |
http://www.bia2music.com/modules.php?name=News&file=article&sid=824